السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

186

جواهر البلاغة ( فارسى )

مجاز مركب به شيوهء استعارهء تمثيليه ، تركيبى است كه در غير آنچه بر آن وضع شده است به كار رفته به جهت علاقهء مشابهت ، و همراه با قرينه‌اى كه بازدارنده از ارادهء معناى وضعى است . بدين‌سان كه هريك از مشبّه و مشبّه‌به ، هيأت برگرفته از چند چيز است . بدان‌گونه كه يكى از دو صورت برداشت شده از دو چيز يا چند چيز را به صورت ديگرى تشبيه مىكنى سپس مشبّه را در صورت مشبّه‌به داخل مىسازى براى اين‌كه مبالغه در تشبيه شكل گيرد ، و اين استعاره تمثيليه ناميده مىشود . « 1 » و هى كثيرة الورود فى الامثال السائرة نحو : الصيف ضيعت اللبن يضرب لمن فرط فى تحصيل امر فى زمن يمكنه الحصول عليه فيه ثم طلبه فى زمن لا يمكنه الحصول عليه فيه . و اين استعاره در امثال سائره ( ضرب المثل‌ها ) فراوان وارد شده است ؛ مانند : « الصيف ضيعت اللبن » « 2 » در تابستان شير را تباه ساختى . اين مثال براى كسى زده مىشود كه در به دست آوردن چيزى در زمانى كه براى او ممكن بوده است كوتاهى كرده ، سپس آن چيز را در زمانى طلب كرده است كه دستيابى به آن چيز در آن زمان در توان او نبوده . « فرط » : كوتاهى كرده است . « الحصول عليه فيه » : ضمير « عليه » به « امر » يعنى چيز برمىگردد ، و ضمير « فيه » به « زمن » . و نحو « انّى اراك تقدم رجلا و توخر اخرى » يضرب لمن يتردد فى امر فتارة يقدم و تارة يحجم .

--> ( 1 ) - تمثيليه ناميده شده است با اين‌كه تمثيل به‌طور عام در هراستعاره‌اى هست ، براى اين‌كه به بزرگى موقعيت اين استعاره اشاره شود گويا در غير اين استعاره اصلا تمثيل نيست ، زيرا استعارهء تمثيليه مبتنى بر تشبيه تمثيل است و وجه‌شبه در آن هيئت برگرفته شده از چند چيز است ازاين‌رو دقيق‌ترين نوع تشبيه مىباشد . و استعارهء بنا شده بر آن بليغ‌ترين نوع استعاره‌هاست و براى همين ، هريك از تشبيه تمثيل و استعارهء تمثيليه هدف بليغان است . ( 2 ) - اصل مثل اين‌گونه بوده است : زنى با پيرمرد ثروتمندى ازدواج كرده بود ، چون آن پير ناتوان بود زن از او خواست كه طلاقش دهد ، پيرمرد او را طلاق داد ؛ زن ، همسر جوان فقيرى شد ، سپس در زمستان از طلاق دهنده درخواست شير كرد ، آن مرد اين مثال را به او گفت . و اجراى استعاره در آن چنين است : هيئت كسى كه در زمان امكان دستيابى به چيزى كوتاهى كرده است ، تشبيه مىشود به هيئت زنى كه از پير شيردارى طلاق گرفته سپس به او بازگشته است و از او درخواست شير كرده ؛ و جامع در هردو كوتاهىكردن است . و سخنى كه براى مشبّه‌به وضع شده است به شيوهء استعارهء تمثيليه براى مشبّه‌به كار رفته .